فیلترینگ اینترنت درایران
فیلترینگ اینترنت در ایران عبارت است از اعمال سانسور، محدودیت و نظارت ساختاریافته و هدفدار بر دسترسی به محتوای وبگاهها و استفاده از خدمات اینترنتی برای کاربران ایرانی. فیلترینگ در ایران بر اساس قوانین مصوب در مجلس شورای اسلامی اعمال میگردد و طیف گستردهای از وبگاههای اینترنتی، از پورنوگرافی گرفته تا سیاسی را در بر میگیرد. گرچه مسدود کردن دسترسی به وبگاههای اینترنتی در ایران جنبهٔ قانونی دارد، اما روند آن، به ویژه برای وبگاههای سیاسی و اجتماعی، به درستی مشخص نیست و سیاستهای آن غیرشفاف است.[نیازمند منبع]
به گزارش نهادهای بینالمللی، ایران یکی از اعمالکنندگان شدید فیلترینگ در جهان است. یکی از مشاوران قوهٔ قضائیه ایران تعداد وبگاههای فیلتر شده تا آبان ۸۷ را پنج میلیون برشمرد.[۱]
محتویات[نهفتن] |
تاریخچه [ویرایش]
در خرداد ۱۳۸۰، سیدعلی خامنهای «ابلاغیهٔ سیاستهای کلی شبکههای اطلاع رسانی رایانهای» را صادر کرد. با ابلاغ سیاستهای کلی شبکههای اطلاعرسانی رایانهای به محمد خاتمی (رئیس جمهور وقت ایران)، علیرغم مخالفت مخابرات و دولت او با قانونگذاری پیرامون اینترنت در خارج از مجلس، شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب قوانین مربوط به اینترنت از جمله فیلترینگ پرداخت.[۲][پیوند مرده] که در مجموعه مصوباتی با عنوان «مقررات و ضوابط شبکههای اطلاعرسانی و رایانهای» به مسألهٔ فیلترینگ و نظارت بر شرکتهای تأمین خدمات اینترنتی پرداخته شد. در سال ۸۱ فیلترینگ به صورت جدی مورد توجه قرار گرفت. کمیتهای سه نفره شامل: نمایندهٔ وزارت اطلاعات، نمایندهٔ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نمایندهٔ صدا و سیما برای رسیدگی به وضعیت اینترنت تشکیل شد. نمایندهٔ دبیرخانهٔ شورای اسلامی و نماینده سازمان تبلیغات اسلامی به عنوان دو عضو دیگر، بعداً به این کمیته پیوستند. این کمیته برای شروع لیست ۱۱۱ هزارسایت ممنوعه را به شرکتهای تأمین خدمات اینترنتی داد.
فیلترینگ که با هدف جلوگیری از دسترسی کاربران به وبگاههای مغایر با قوانین و سیاستهای جمهوری اسلامی ایران از سوی شرکت مخابرات ایران صورت میگیرد؛ از ابتدای ورود اینترنت به ایران آغاز شد[نیازمند منبع]. تا سال ۸۸ در صورت وارد کردن نشانی یک وبگاه فیلتر شده، پیغامی نزدیک به این عنوان ظاهر میشد: «مشترک گرامی! دسترسی به این سایت امکانپذیر نمیباشد». از ابتدای سال ۱۳۸۹ به جای پیغام قبلی صفحهای جایگزین شد که ضمن اعلام فیلتر شدن نشانی مذکور به کاربران توصیه میکرد به وبگاههای دیگری که در آن صفحه معرفی شدهاند مراجعه کنند.
این اقدام شرکت مخابرات بازتابهای فراوانی در میان کاربران و وبگاههای اینترنتی در ایران داشت. این اقدام از سوی عدهای نوعی تبلیغ گسترده برای این وبگاهها و افزایش تعداد بازدیدکنندگان آنها به شمار میرود.[۳] وبگاه تابناک (یکی از وبگاههایی که برای بازدید توصیه شده بود) به شدت از راهاندازی این سیستم حمایت کرد و نوشت:[۴]
با به کار گیری نرمافزار جدید فیلترینگ سایتهای ضداخلاقی و متخلف کشور، صفحهٔ فیلترینگ این سایتها نیز تغییر کردهاست. این نرمافزار جدید فیلترینگ در راستای جنگ نرم و مقابله با توطئههای دشمنان کشور به خصوص در حوزهٔ سایبر صورت گرفتهاست و در نرمافزار جدید که بسیار هوشمند است تمام ترفندهای مختلف سایتهای ضد انقلاب و ضد اخلاقی در نظر گرفته شدهاست.
علیرضا شیرازی، مدیر سایتهای بلاگفا و پارسیک، در نقدی از صفحهٔ جدید فیلترینگ در وبنوشت خود چنین میگوید:[۵]
از ابتدای سال ۸۹ کاربران ایرانی شاهد تغییراتی در صفحه فیلترینگ بودند، در صفحه جدید علاوه بر نمایش پیامی درباره عدم دسترسی به سایت درخواست شده پیام تبریک سال نو نیز نمایش داده میشود و اما مهمترین بخش این صفحه جدید نمایش لینک دهها سایت ایرانی است. به نظر میرسد که طراحان صفحه جدید فیلترینگ به نوعی قصد حمایت از سایتهای ایرانی را دارند و احتمالا قصد دارند که کاربر ایرانی را که به دلیلی قصد مشاهده سایتی فیلترشده را داشته دعوت به استفاده از سایتهای مفید ایرانی کنند. اما آنچه در صفحه جدید فیلترینگ صورت گرفتهاست به دلایلی که در ادامه اشاره خواهد شد به نوعی حقوق کاربران و مدیران سایتهای ایرانی را نقض کردهاست. در سپتامبر ۲۰۰۳ شرکت خصوصی VeriSign که اپراتور و پیمانکار ثبت دامنههای com. ,.net است تلاش کرد تا به جای درخواستهای کاربران برای مشاهده دامنههایی که هنوز ثبت نشده بودند ایشان را به پرتال خود به نام Site Finder راهنمایی کند و فهرستی از سایتهای مشابه و فعال را به کاربر نمایش میداد. این مسئله خیلی زود باعث واکنش آیکان (ICANN) شد و VeriSign مجبور شد در فاصله کوتاهی این سرویس خود را غیرفعال کند. اگرچه شاید ایده VeriSign مورد پسند برخی کاربران نیز واقع شد اما مشخص است که همانطور که آیکان نیز واکنش نشان داد حقوق کلی کاربران و مفاهیم اولیه اینترنت را نقض میکند.
صفحهٔ فیلترینگ (پیوندها) [ویرایش]
در سال ۱۳۸۹ صفحهٔ سادهای که حاوی «برابر قوانین جمهوری اسلامی ایران و دستور مقامات قضایی دسترسی به این سایت مجاز نمیباشد» بود، جای خود را به صفحهٔ رنگی پیوندها داد که کاربران اینترنت در ایران را به چند سایت محدود مورد تائید مسئولان راهنمایی میکند. آمار بازدید از این صفحه چنان زیاد بود که با گذشت چند ماه از راهاندازی آن، در پایان شهریورماه ۱۳۸۹ رتبهٔ هجدهم را در وبگاه الکسا به خود اختصاص داد.[۶] البته بدلیل فیلترینگ شدید در ایران، در پایان بهمن ۱۳۸۹ این سایت در جایگاه پنجمین سایت پربازدید ایران در رتبهبندی سایت الکسا قرار گرفت.[۷][۸]
نشانی آیپی این صفحه ۱۰٫۱۰٫۳۴٫۳۴ و نشانی وب صفحهٔ مادر آن peyvandha.ir است و شامل تعدادی زیرصفحه میشود و به دلیل نارضایتی کاربران از این صفحه، روشهای گوناگونی برای مسدود کردن آن در سطح اینترنت مطرح شدهاست.[۹][۱۰][۱۱]
این صفحه در حوالی ۱۵ فوریه ۲۰۱۱ برای مدتی به حالت تعلیق درآمد.[۱۲] در ۱۹ دی ۱۳۹۰ و در یک اقدام عجیب وبگاه جبهه پایداری انقلاب اسلامی را در صفحهٔ نخست خود قرار داد.[۱۳][۱۴]
مرجع قانونی مسئول [ویرایش]
مسدود کردن وبگاههای اینترنتی در ایران با تصمیم کمیتهای تحت نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی با حضور نمایندگان صداوسیما، مخابرات و وزارت اطلاعات صورت میگیرد و شرکت خدمات ارتباطات دادهها مجری تصمیمگیری این کمیتهاست.[۱۵][۱۶][۱۷]
برخی سایتها اینترنتی نیز مستقلا با دستور قوه قضائیه فیلتر و یا دفاتر آنان پلمپ گردید.[۱۸]
فیلترینگ در دولت نهم [ویرایش]
پس از روی کار آمدن دولت احمدینژاد، صفار هرندی وزیر ارشاد وی طرحی تحت عنوان ساماندهی وبگاهها را تصویب کرد. بر اساس این طرح تمام وبگاهها و وبلاگهای ایرانی میبایست اطلاعات کامل خود و نویسندگان را در وبگاهی که وزارت ارشاد راهاندازی کرده بود ثبت میکردند. این طرح که با واکنش منفی گسترده روبرو گردید عملاً عقیم ماند. پس از این اقدام، وزارت ارشاد آییننامهای را به شورای انقلاب فرهنگی ارائه داد که پس از تصویب آن وبگاههای بیتشری تحت فیلترینگ قرار بگیرند. بسیاری معتقدند که این اقدام خلاف قانون است و شورای انقلاب فرهنگی نمیتواند بخشنامهای که حاوی مجازات باشد را تصویب کند.[۱۹]
در مرداد ۸۵، دولت آییننامهٔ «ساماندهی فعالیت سایتهای اینترنتی» را ابلاغ کرد. بر اساس این آییننامه، همهٔ وبگاههای اینترنتی باید در وزارت ارشاد به ثبت برسند.
مواردی که استفاده از آنها در وبگاهها ممنوع شد:
- نشر مطالب الحادی و مخالف موازین اسلامی
- اهانت به دین اسلام و مقدسات آن
- ضدیت با قانون اساسی و هرگونه مطلبی که استقلال و تمامیت ارضی کشور را خدشهدار کند.
- اهانت به رهبری و مراجع تقلید
- تحریف یا تحقیر مقدسات دینی، احکام مسلم اسلام، ارزشهای انقلاب اسلامی و مبانی تفکر سیاسی امام خمینی
- اخلال در وحدت و وفاق ملی
- القای بدبینی و ناامیدی در مردم نسبت به مشروعیت و کارآمدی نظام اسلامی
- اشاعه و تبلیغ گروهها و احزاب غیر قانونی
- انتشار اسناد و اطلاعات طبقهبندی شدهٔ دولتی و امور مربوط به مسائل امنیتی، نظامی و انتظامی
- اشاعهٔ فحشا و منکرات و انتشار عکسها و تصاویر و مطالب خلاف اخلاق و عفت عمومی
- ترویج مصرف سیگار و مواد مخدر
- ایراد افترا به مقامات و هر یک از افراد کشور و توهین به اشخاص حقیقی و حقوقی
- افشای روابط خصوصی افراد و تجاوز به حریم اطلاعات شخصی آنان
- فعالیتهای تجاری و مالی غیر قانونی و غیرمجاز از طریق شبکهٔ اطلاعرسانی و اینترنت از قبیل: جعل، اختلاس و قمار
- انتشار اطلاعات حاوی کلیدهای رمز بانکهای اطلاعاتی، نرمافزارهای خاص، صندوقهای پست الکترونیکی و یا روش شکستن آنها
- خرید و فروش و تبلیغات در شبکهٔ اطلاعرسانی و اینترنت از کلیهٔ کالاهایی که منع قانونی دارند.
- هر گونه نفوذ غیرمجاز به مراکز دارندهٔ اطلاعات خصوصی و محرمانه و تلاش در جهت شکستن قفل رمز سیستمها
- هر نوع حمله به مراکز اطلاعرسانی و اینترنتی دیگران برای از کار انداختن و یا کاهش کارایی آنها
- هر گونه تلاش برای انجام شنود و بررسی بستههای اطلاعاتی در حال گذر در شبکه که به دیگران تعلق دارد و نیز ایجاد هر گونه شبکه و برنامهٔ رادیویی و تلویزیونی بدون هویت و نظارت سازمان صدا و سیما.
انتخابات ریاست جمهوری دهم [ویرایش]
در جریان دهمین انتخابات ریاست جمهوری که رقبای احمدینژاد به دلیل عدم دسترسی به صدا و سیما و روزنامهها به اینترنت روی آوردند دولت احمدینژاد بسیاری از شبکههای اجتماعی و وبگاههای اشتراک فیلم و عکس و پیامرسانی همچون فیس بوک، یوتیوب، توییتر، فلیکر، وبگاه ایرانی «کلوب» و همچنین وبگاههای خبری آنان را فیلتر کرد. در روزهای انتخابات ایران نیز تقریباً تمامی وبگاههای حامی میرحسین موسوی اعم از اصلاحطلب و اصولگرایان متمایل به ایشان فیلتر شدند که با اعتراض عمومی مواجه گردید.[۲۰][۲۱]
همچنین در این دوره دولت شروع به فیلتر اینترنت در سطوح دیگر نیز کرد. در این دوره درگاههای مورد استفادهٔ پیامرسانهای الکترونیک (مانند جی. تاک، یاهو مسنجر و...) فیلتر و از دسترس خارج شدند و همچنین ارتباط با بسیاری از نشانیهای امن که از فناوری ssl استفاده میکردند، دچار وقفه و در نتیجه امکان ورود به وبگاههایی که نیازمند ارتباط امن بودند (مانند جیمیل) با مشکل مواجه شد.
فیلترینگ در دولت دهم [ویرایش]
| این بخش نوشتار نیازمند گسترش است. |
از ابتدای سال ۱۳۸۹ در صفحهٔ نمایشدهندهٔ پیغام فیلتر شدن وبگاه مورد نظر، اسامی تعدادی از وبگاههای دولتی نمایش داده میشد که مخاطبان را ترغیب به بازدید از آنها مینمود. این اقدام با مخالفت مدیران سایر وبگاههای خصوصی فیلتر نشده مواجه شد و آنها این اقدام را بر خلاف قانون استفادهٔ آزاد (رقابتپذیری) از پایگاههای اینترنتی دانستند.[۲۲][۲۳]
در اوایل بهمنماه ۱۳۹۰، وبگاه تابناک به نقل از یک مقام قضایی خبر از احتمال فیلترشدن وبگاههایی داد که در روند بازار طلا و ارز اخلال ایجاد میکنند، در این خبر آمده بود که استفاده از عبارتهایی مثل «بازار غیررسمی» و «پیش بینی کارشناسان»، غلط و غیر معتبر است و در صورت احراز تخلف، به جرم «اخلال در نظام اقتصادی» با آنها برخورد و وبگاه به دستور مقامات قضایی مسدود خواهد شد.[۲۴]
حکومت ایران برای جلوگیری از اطلاعرسانی دربارهٔ تظاهرات هواداران جنبش سبز در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ حتی برای مدتی واژهٔ «بهمن» را در موتورهای جستجوی اینترنتی فیلتر کرد.[۲۵]
در سال ۱۳۹۰ در آستانه جشن سالگرد انقلاب ۵۷ ایران با توجه به اعلان تظاهرات اعتراضآمیز در ۲۵ بهمن، سرویسهای جیمیل و ایمیل یاهو، پورتهای وی پی ان و همچنین پروتکل HTTPS از اولین دقایق روز ۲۰ بهمن فیلتر شد.[۲۶][۲۷][۲۸][۲۹][۳۰][۳۱] در پی این اقدام احمد توکلی، رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، نسبت به «فیلترینگ مردمآزار» هشدار دارد و آن را «هزینهتراشی» دانست و خواستار توضیح منطقی دربارهٔ آن شد.[۳۲]
سعید مهدیون، مدیرعامل شرکت فناوری اطلاعات، درباره ایمیل ملی و علت بسته شدن سرویس ای میل هایی نظیر جی میل و یاهو در بهمن ماه ۱۳۹۰ گفت: «در مورد بسته شدن این سرویس اگر هر کسی اعتراضی داشته باشد، باید به سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی منتقل کند؛ ولی از نظر بنده این یک فرصت حساب میشود و باید مردم کشور به سمت ایمیل ملی هدایت شوند.»[۳۳][۳۴][۳۵][۳۶]
فیلترینگ وبگاههای سرشناس در ایران [ویرایش]
بعضی از وبگاههای مطرح ایران و جهان مانند جستجوگر گوگل،[۳۷] جستجوگر بینگ،[۳۸] فیسبوک و توییتر،[۳۹] وبگاه اکبر هاشمی رفسنجانی،[۴۰] وبگاه سید محمد خاتمی،[۴۱][۴۲] سحام نیوز،[۴۳] پرشین بلاگ،[۴۴] بلاگفا،[۴۵] بلاگر،[۴۶] وردپرس،[۴۷] خبر آنلاین،[۴۸] عصر ایران،[۴۹] و وبگاه سفارت کشور انگلستان در ایران[۵۰] به صورت موقت یا دائم فیلتر و از دسترس خارج شدهاند.
وبگاه گوگل پلاس نیز در ۲۰ تیر ۱۳۹۰ در حالی که چند روز از راهاندازی آن نگذشته بود در ایران فیلتر و از دسترس کاربران ایرانی خارج شد.[۵۱][۵۲]
ویکیپدیای فارسی نیز توسط کمیتهای متشکل از چندین سازمان با استناد به قانون جرایم رایانهای در نیمهشب ۱۱ مهر ۱۳۸۹ (۳ اکتبر ۲۰۱۰) مسدود (فیلتر) شد که تا ظهر آن روز فیلتر بود اما پس از آن رفع فیلتر شد.[۵۳][۵۴] لازم به ذکر است در اردیبهشت سال ۱۳۸۹ نیز عکسهای ویکیپدیای فارسی فیلتر شد که آن هم پس از مدتی رفع فیلتر شد.[۵۵][۵۶]